معادن جدید افغانستان چونان تیغ دولبه « Kabul Pen - کابل پن

PersianEnglishPashto Arabic Login │Register

باشگاه نویسندگان آزاد


پيوندهای مرتبط

پيوند‌هاي بيروني

>>>>

فرم تماس
Share/Bookmark
.خبر کشف معادن جدید در افغانستان از جمله «لتیوم» که سبک وزن ترین فلز بوده و برای باطری ها کار برد داشته و برای انقلاب صنعتی آینده جهان اهمیت اساسی دارد، ابتدا توسط کارشناسان آمریکا به ارزش یک ترلیون و هم ارزش نفت عربستان برآورد شد و چند روز بعد این برآورد با اغراق که ویژگی مقامات و دلالان افغان هست توسط شهرانی و مقامات کشور سه برابر اعلام شد. این مبلغ رقم واقعیش هرچه باشد وظیفه ما نیست ولی مهم دغدغه های هست که با این خبر برای افغانها خلق می شود

خبر کشف معادن جدید در افغانستان  از جمله «لتیوم» که سبک وزن ترین فلز بوده و برای باطری ها کار برد داشته و برای انقلاب صنعتی آینده جهان اهمیت اساسی دارد، ابتدا توسط کارشناسان آمریکا به ارزش یک ترلیون و هم ارزش نفت عربستان برآورد شد و  چند روز بعد این برآورد با اغراق که ویژگی  مقامات و دلالان افغان هست توسط شهرانی و مقامات کشور  سه برابر اعلام شد. این مبلغ رقم واقعیش هرچه باشد وظیفه ما نیست ولی مهم دغدغه های هست که با این خبر برای افغانها خلق می شود

 

طبق نظریه کارشناسان چون« مایکل کلاری» صاحب کتاب« نفت و خون» معادن افغانستان به شکل فعلی منجر به توسعه و انکشاف متوازن نخواهد شد بلکه به نفع جنگ سالاران منطقه ای و و در خوب ترین صورت به نفع کشور چین خواهد بود، چون امنیت و استحکام دولت مرکزی که مورد قبول نیروهای داخلی باشد وجود ندارد. کارشناس دیگری می گوید:« استخراج این معادن 20 سال طول خواهد کشید. » مطلبی که باید افزود و مثالهای از نگرانی می توان مطرح کرد اینست، از وقتی که کشور «نیجریه »نفت را کشف کرد این کشور به توسعه نرسید، چون حاصل آن به جیب عده قلیلی رفت  و به علت فقدان زیر بناهای اقتصادی، دور بودن از آبهای آزاد، محصور بودن و محاط بودن به کشورهای دیگر این ذخایر به توسعه کشور نینجامید. همچنین کنگوی شرقی که الماس و معادن زیادی دارد و نظر به جنگ و جدال  مردمش به رفاه نرسید.

 

همچنین در کشور« آنگولا» که الماس و نفت دارد خبری از توسعه نیست. در این کشور  پول نفت سهم دولت هست ودولت مصرف می کند جهت ثبات خودش و الماس به چنگ مافیای آن کشور و جنگ سالاران افتاده است. مطالعه سایر کشورهای آفریقایی  مارا به این نتیجه میرساند که مقایسه «لتیوم» افغانستان با نفت عربستان و اینکه  لزوما افغانستان به سمت عربستان شدن پیش می رود مقایسه و پیش بینی خوشبینانه هست زیرا عربستان جمعیت و نفوسش کم هست، مردمش متشکل از اقوام و زبانهای مختلف نیست، سیستم خانواده سالاری  در آن کشور حکم فرمایی میکند، سرزمین پهن داشته و  ازامنیت و ثبات برخوردار است. بر اساس برآورد کارشناسان، افغانستان 20 سال ضرورت دارد تا این معادنش به ثمر نشسته و به مرحله بهره برداری برسد و در این 20 سال نیاز اصلی امنیت و حاکمیت دولت مقتدر و مستقل هست که  نباید نادیده گرفته شود و ناگفته پیداست برای دوامدار نگهداشتن این امنیت ملیاردها دلار  نیاز هست که خرج شود. معادن مس، آهن ونقره نیاز به انواع ساختن زیر بناها را دارد و خاکبرداری های سنگین و عملیات تصفیه سازی های سنگین می طلبد مخصوصا معدن آهن و زغال سنگ.

 

وقتی که وزیر سابق معادن افغانستان به رشوه گیری به ارزش 30 میلیون دلار به کمک یک مقام عالی رتبه کشور متهم شده در آینده نیز این تشویشها وجود خواهد داشت. وقتی که مقامات عالی رتبه کشور ما حدود 10 درصد کمیسیون(رشوه) شخصی خودشان را می گیرند تا معاملات با خارجیها را امضا کنند و این قرار داد ها به انجام برسد چه جای گله از بیگانه هاست؟ در خیلی از معاملات با خارجی ها یا سرمایه گذاران داخلی، مقامات کشور که باید دلسوز مردم و میهن باشند پول میگیرند تا اجازه  تاسیس یک کارخانه را بدهند و حتی از موسسات کمک رسانی به مردم و خدمات عام المنفعه که خارجیها در افغانستان انجام می دهند نیز رشوه می گیرند و گرنه خلق هرگونه مشکل را از آغاز تا انجام را حق خودشان می دانند تشویشها فزونی می گیرد. گاهی انفاق افتاده که مقامات کشور، قراردادها را با رشوه به سود سازمانهای خارجی امضا می کنند. معادن افغانستان به همان مقدار برای این کشور امکانهای مثبت را پیش روزی کشور می گذارد، امکانهای منفی نیز را خلق خواهد کرد. مشکلات بی ثباتی و وجود قدرتهای  محلی  که همانند گروگانگیران هستند ریشه فسادها و  خلق نا امیدی هاست.

 

تصور کنید با مشتعل شدن آتش بنیادگرایی های قومی یا طالبانی، روزی حاکمیت ماهیت«طالبانی» به خود گرفته و شرایط منطقه ای نیز در این مسیر قرار بگیرد و طالبان که یک نیروی تمامیت خواه  و عطش ناپذیر هست بر تمام افغانستان مسلط شود آیا حکومت تمامیت خواه و دیکتاتور آن اجازه خواهد داد این سرمایه برای رفاه ملت مصرف شود؟ این گروههای عطش ناپذیر و بنیادگرا که شبه مافیا هست تمام سرمایه یک ملت را جهت پنهانکاری، استبداد و استحکام خویش به کار خواهد گرفت و تا امروزه اگر با نیروی «زور» و« تزویر» مردم فریبی کرده و اختلاف ایجاد کرده اند از این به بعد نیروی «زر» و سرمایه را نیز در اختیار خواهند گرفت و جلوی مردم سالاری و قانونگرایی که نیاز اولی اقوام، مذاهب و گروههای مختلف هست را گرفته و همه را سرکوب خواهد کرد و سرمایه ها صرف انهدام و امور «لایعقل» خواهد شد، شبیه آن خوشبینی که در عده ی از نخبگان افغانستان ایجاد شده بود و مدام زیر لب میگفتند«بگذار در افغانستان خشخاش کشت شود تا مردم از فقر نجات پیدا کنند» که این خوشبینی و همدلی با کشت خشخاش باعث رشد مافیا شد تا جایی که دیگر دولت افغانستان به فاسدترین دولت تبدیل شد و تمام ارکان یک حکومت را فساد اداری گرفت و حتی اخلاق مافیایی  تبدیل به یک فرهنگ شد و امروزه میزان این فساد اداری در یک سال به یک میلیارد دلار رسیده، غیر قابل کنترل و ریشه کنی شده است.

 

این خوشبینی در کشت خشخاش باعث معتاد شدن میلیونها فرد افغان شد و در عوض هیچ رفاه اقتصادی را به وجود نیاورده بلکه با توسعه مافیا باعث ویرانی  کشور شد و ثمرش  آبادی چند منزل شیک برای چند دلال شد. متاسفانه  کار این دلالان و مافیا به جای رسیده که سیاست، فرهنگ و آینده مردم افغانستان را زیر چکمه اش گرفته و حتی جامعه جهانی و دلسوزان داخلی را با بن بست روبرو کرده است.

 

با وجود باجگیری و معاملات پشت پرده صاحبان زر، زور ، تزویر و خطر ظهور قدرتهای دست نشانده توسط چانه زنیهای چند زورگیر داخلی و چند دلال خارجی چگونه می توان به انکشاف و آبادی کشور امیدوار بود؟ این دلالها پول یک ملت را  می برند در امارات و... برای خودشان بلدینگ و قصر می سازند و روز انتخابات رای تعداد گرسنه را با شعارهای توخالی و دروغین می خرند، کاری که در این چند سال شده. سرمایه گذاری سرمایه گذارانی که با القاعده، امارات، عربستان و پاکستان که متحدین اصلی طالبان و خالق طالبان می باشند، در ارتباط هستند هیچ توسعه ی را نخواهد آوردد.

 

پس روشن شد که وجود یک سری از معادن همچون استعدادهایی هست که در یک فرد به صورت خدادای وجود دارد و صرف مستعد بودن یک فرد باعث خوشبختی آن فرد نمی شود ای بسا که این فرد همه استعادهایش را در مسیر ویرانی و «هیتلر» شدن به کار بگیرد و فاجعه آفرین شود، همچنان که تا حالا افغانستان دارای استعدادهای زیادی بوده مثل رودخانه های که از افغانستان به همسایه ها جریان می یابد ولی سهمی در انکشاف کشور نداشته  وموارد دیگر از این قبیل. پس انکشاف اصلی و زیر بنایی باید در قسمت سیاستی که یک ملت را ملت ساخته و فرهنگ و جامعه سالم را بنیان می نهد، صورت گیرد. این چند سال که بهترین فرصت برای بازسازی و توسعه متوازن افغانستان بود، عدم بازسازی جاده های مرکزی وشمال غربی  که شامل نصف کشور می شود نمونه ای واضح از این بد بختی هاست حالا سایر مثالهای اجتماعی و فرهنگی را لازم نیست یاد آور شویم.

 

توسعه یک کشور زیر بناها  و ظرفیت های لازم رامی طلبد که نباید تک عاملی پنداشت. کشورها ی زیادی هست که توسط مدیران خوب بدون داشتن ذخایر زیر زمینی به اوج پیشرفت رسیده مثال واضحش ژاپن و امارات هست. اما سوگمندانه در افغانستان که دارای هوای نسبتا معتدل، معادن و آبهای فراوان هست و تاریخ و فرهنگ با قدمت چند هزار ساله دارد، توسط نخبگان کم ظرفیت، احساس گرا و نا آشنا به مصالح کشور همه استعدادهایش نابود شده و امروزه در حال تبدیل شدن به مستعمره پاکستان است.

 

سکوت سنگین پارلمان و روشنفکران در مقابل دغدغه های موجود و ادعای مالکیت طالبان بر این ذخایر زیر زمینی که پیشاپیش به سازمانها و کشورهای مختلف اخطار داده که کسی حق ندارد دست به سرمایه گذاری و یا استخراج این معادن بزند و حکومت فعلی هم روز به روز تسلیم خواسته های  پاکستان و طالبان- که هنرش انتحار و ترور هست- می شود خود بر نگرانیها می افزاید.

 


موضوعات مرتبط اقتصادي
ارسال اين مطلب به شبكه‌هاي اجتماعي بالاترين دنباله Delicious Facebook Share/Bookmark


Name:e

{bbcodes}

Web Address:


Security Image



      تازه ترين مطالب از همین نویسنده:



نشر کتاب «درآمدی بر فلسفۀ معاصر» اثر سید حسین اشراق

زنده به گور شدن زنان افغان توسط شواری علما

قران سوزی ملا عمرهای افغانستان را نباید از یاد برد!

چرخش قبله از اسلام به سوی اسلام آباد!

از سنت بلخ تا مدرنیت پاریس

چرا شورای علما، علیه سیمین بارکزی فتوا صادر کرد؟

جامعه شناسی حادثه مزار شریف

ژاپن؛ آزمونگاه یک ملت سخت کوش

"گنجینه باختر" سند بی نظیر از پیشینه تمدن در افغانستان

تفاوت های بنیادی نگاه پیامبرانه و طالبانی به زن -1

        از میان همین موضوع:

معادن جدید افغانستان چونان تیغ دولبه (سید محمد فطرت)

خودكشي براي كار (بهرام آمونیایی)

ولگردی در كابل (بهرام آمونيايي)

افغانستان و بازگشت به اعتیاد (بهرام آمونيايي)

برنامه‌ی کهنه مبارزه با موادمخدر (بهرام آمونيايي)

انرژی برق يکی از حياتی ترين نيازهای انسان معاصراست (خليل الله عالم)

ادعای اعلام فهرست قاچاقبران بلند پایه، بازی سیاسی یا اقدام عملی؟ (بهرام آمونيايي)

کار آفرینی و نقش آن در کاهش بیکاری (بهرام آمونيايي)

طلای سیاه یا خاکستر سیاه؟ (محمود موسايي)

نگاهي به روند توسعه ارتباطات و مخابرات در افغانستان (مختارهاني)

 
تازه ترین ها و بیشترین ها



شرایط و چگونگی انتشار در کابل پن

٭ مسوولیت مطلب برعهده نویسنده است

٭ مقالاتی که قبلا نشر الکترونیکی شده اند، در کابل پن قابل انتشار نمی باشند

٭ کابل پن از نشر مقالات مستعار و فاقد مشخصات معذور است

٭ حق ویرایش مطالب برای سایت محفوظ است

٭ جهت انتشار در کابل پن در صورتی که قبلا عضو سایت هستید از اینجا وارد شوید. درصورتی که عضو نیستید، مطلب ارسالی را  از طریق  لینک تماس ارسال نمایید.

٭ مطالب نشر شده توسط اعضا، پس از تٱیید، بر روی خروجی سایت ظاهر منتشر می شود.

٭ کابل پن متعلق به شماست. در معرفی پورتال به دوستان خود شریک شوید.

اهداف و اصول نشراتی کابل پن

نويسندگان: 107
مقالات فعال: 1305
كل مقالات: 21305
نظرات: 4607
موضوعات: 47

شما بار بازديد كرده ايد
مجموع بازديدها: 2776491
بازديد ديروز: 1469
بازديد امروز تاكنون: 207
افراد آنلاين:10

You are not logged in. Login.
Unregistered? Register

Kabulpen- Afghan Freelance Writers Club
Afghan Top Sites




* نقل مطالب این سایت به سایتها و وبلاگها صرفاً بادرج پیوند مطلب، نام نویسنده، نام منبع، تاریخ نشر و به منابع چاپی با اذن کتبی، مجاز می باشد
* انتشار مطالب در این سایت بازتاب نظرات نویسندگان است و لزومان انعکاس دهنده دیدگاه سایت نمی باشد