رسانه های تکفیری آن دسته از رسانه های هستند که همت شان را معطوف تکفیر ، تفسیق و گمراه جلوه دادن فرقه و مذهب و یا نمادها و شخصیت های مذهبی مخالف کرده و دین را خلاصه در نزاعهای مذاهب اسلامی می کنند و ابعاد عرفانی، فلسفی ، برهانی و وحدت بخش دین را یا قبول ندارند، یا نمی شناسند و یا به فراموشی سپرده اند و آیه های چون «انما المومنون اخوه » را به باندها و حلقات تند روی همچون خود خلاصه می کنند. این رسانه ها یا شبکه های تلویزیونی عمدتا در جهان اسلام روز به روز زیاد شده و پیروان مذاهب اسلامی را علیه همدیگر بسیج می کنند و از طرف مقابل بعضی از شبکه های شیعی نیز جهت مقابله به مثل از روشهای ناشایسته استفاده کرده و نزاع ها و کینه های مذهبی مخالف را تحریک می کنند شایسته هست که بدون نام بردن از فرد یا شبکه خاصی - که چندین شبکه افراطی شیعه و سنی هستند- ابراز امیدواری و نگرانی کنیم که هرچه سریعتر همه این شبکه های تبلیغی روش شان را تصحیح کنند.
یکی از تئوریهایی که گهگاهی زمزمه می شود مسئله تجزیه یا فروپاشی کشورهای منطقه مثل افغانستان، پاکستان، ایران، عراق و… می باشد که گرچند این طرح چندان عملی و باور نکردنی به نظر می رسد ولی اگر این این پروژه یا فرایند روزی به تحقق نزدیک شود، نیاز به یک سری مقدمات و زمینه های داخلی و منطقه ی دارند و یکی از مهمترین عاملهای این فرایند تشدید خونریزی های بی امان و ایجاد کینه های ریشه دار و بر افروختن تعصبات قومی و مذهبی می تواند باشد که رسانه های تکفیری یکی از سازندگان این بستر هولناک و محتمل خواهد بود. و هر روز بر تعداد این رسانه ها و تندی لحن هریک در جهت گوی سبقت ربودن و جواب تندتر دادن به شبکه مخالف افزوده می شود و هریک بر طبل هل من مبارز کوبیده و نعره های منجی گرایانه سر می دهند.
مسلمان بودن، همریشه بودن، داشتن فرهنگ و تاریخ مشترک ساکنان این منطقه تا کنون عامل وحدت بوده است واین وحدت منافع مشترک اقوام و ملل مختلف و مذاهب این سرزمین را به وجود می آورد ولی اگر صحبت از تضعیف این اقوام باشد بهترین گزینه ایجاد کینه و تعصبات بین اقوام و مذاهب این منطقه هست و بهترین گزینه ساپورت فرقه های تکفیری و افراطی می باشد که مذاهب را به نحوی دستکاری کنند تا مردم را گرفتار جنگهای روانی کنند از طریق رسانه ها و این رسانه های تکفیری پیروان سایر مذاهب را تکفیر کنند و طوری بشود که هر فرقه و قومی تشنه به خون دیگر شود و ای بسا دانشمند نمایانی که بیشتر از این در پی خاموش کردن این فتنه باشند در پی مشتعل کردن فتنه در زمین همسایه می باشند.
در دهه های گذشته، صحبت غالب مردم خاورمیانه با فیض بردن از تعالیم اندیشمندان چون سید جمال، شهید بلخی، خمینی و اقبال و… وحدت اسلامی و شرقی و مبارزه با دشمن مشترک یعنی غلبه بر جهل داخلی و استعمار خارجی بود ولی امروز صحبت غالب تاسیس پیاپی شبکه های افراطی دینی می باشد که این شبکه ها طبق اقتضائات رسانه ی بیش از این که بیانگر دین واقعی و سازنده و انسان ساز و پیوند دهنده باشد، بیشتر به دنبال جذب مخاطبین و چاپیدن پول مشتریان و کسب شهرت بیشتر هستند و اقتضاء دینداری رسانه ی که جذب مخاطب هست نه ساختن انسان متخلق به اخلاق الله، بلکه این رسانه ها خواسته و ناخواسته از لحن وحدت بخش دینی به سمت تبلیغهای احساسی و تحریکی و حتی تکفیری گرایش پپیدا می کنند.
امروزه همه می دانند که دیگر متولیان دین مراجع و نهادهای حوزوی سنتی نیستند بلکه مبلغان دینی، جمعی از مداحان، صاحبان رسانه ها و نو نهالان آتشین مزاج، مخلصان کم تجربه، شیفتگان واقعیت گریز، فرقه های منجی گرایانه و شعاردهندگان قدرتمند و غوغا سالاران و بعضا سیاست بازان ماکیاولی مشرب می باشند و گرنه علی رغم نصایح آشکار مراجع تقلید و دینی، چرا گوش کسی به آنان بدهکار نیست و این کمرتین قرینه می باشد که روزهای وحشتناکتر در انتظار نهادهای واقعی دینی هستند.
طبق نظر متخصصین امور رسانه، امروزه رسانه ها و صاحبان رسانه ها خود مبلغان دین و دنیای مردم و پیامبرهای دروغین قرن ما شدند و مردم بیش آن که دنبال کالای واقعی باشند کالای را می پسندند که رسانه به خورد آنان می دهد. رسانه ها امروز برای مردم ذایقه دینی ایجاد می کنند یک روز مسئله اصلی ادمیان را المپیک درست می کنندو روز دیگر مسئله اصلی را معدن شیلی و روز دیگر مصاءب مسیح و روز دیگر نزاعهای مذهبی صدر ادیان را.
اگر صاحب کتاب روضه الشهدا، امیر ارسلان رومی، حمزه نامه، مختار نامه، شاهنامه می بود چه ذایقه های که در مخاطبین ایجاد که نمی کرد همچنانکه امروزه جومونگ ایجاد کرده است. و نا گفته پیداست خطر مذکور مربوط به هیچ قومی و ملیت و نژادی نیست بلکه آفتی هست که زاده استفاده نادرست از تنولوژیک هست و دلسوزان ژرف نگر هر نحله متوجه این قضیه بشوند.
امروزه مسئله اصلی مردم توسط رسانه، یک روز «جومونگ» می شود و روزی دیگر «هشت پای پیشگوی» مسابقات جام جهانی و روز سوم مسجد بابری و بحث حضرت علی(ع) و خلفای راشیدین و صحابه... وقتی دین رسانه ی محض می شود و هدفش جذب مخاطب و بیان احساسات می شود پیامد ناخواسته اش سکولار شدن دین خواهد بود البته نه سکولار معقول که آنارشیست فاجعه بارو خونین باری که سالها و قرنها در امثال افغانستان و مناطق پاکستان و عراق ریخته خواهد شد که این فجایع هولناک دیر یا زود مقدمه دین گریزی را فراهم به بار می آورد.
امروزه اگر دانشمندان و متولیان امور مسلمین و نهادهای دینداری به دلایل مصلحتی یا خطر از دست دادن مخاطب و مشتریان و مقلدین و یا عوامزدگی و یا خدا نکرده با دلایلی عوام پسندی چون« جواب کلوخ انداز سنگ است» در مقابل این نوع تبلیغهای تکفیری دینی سکوت کنند و یا در ته دل به به و چهچه کنند، در دراز مدت بیاد منتظر عواقب دردناک این مسئله باشند ، روزی که دیگر دینداران تکفیری خون همدیگر را آن قدر ریخته باشند و آن قدر از دین سیمای خشن تولید کرده باشند که خود ناظران و متولیان نتوانند کنترل شان کنند دیگر جوان شیعه و سنی بگویند با این نوع سنی و شیعه و اسلام و نهادهای دینی خدا حافظه می کنیم و بگذارید که متولیان دینی همدیگر را تکفیر کنند، آن روز متولیان دینی دیگر باید خواسته ناخواسته بپذیرند که نه تنها ضررهای دینی که ضررهای دنیوی و احتمال تجزیه کشورهای منطقه و تغییر مرزهای منطقه ی و پامال شدن اقوام ضعیف و تشکیل کشورهای به مراتب ضعیفتر و متکی تر به خارجی را باید تجربه کرده و با چشمان سر ببینند.
البته باید بدانیم نتیجه تلقینهای مکرر هر شب و روز شبکه های تکفیری بی اثر نخواهد بود و این تلقینها روزی جوی خون را به راه خواهد انداخت به قول مولانا:
عالمی را یک سخن ویران کند
روبهان مرده را شیران کند
یا:
کاو کاو ناخن مردان راز
جوی خون بگشاد از رگهای ساز
نا گفته پیداست که "کاو کاو" رازداران تفرقه اسلامی و پشت پا زنندگان به اخلاق انسانی روزی نتیجه خواهد داد. دنیا خانه ی مکافات هست هر گفتار تلخ و شیرین و هر کلام پاک و ناپاک و هر عمل قبیح و حسن در سطح جوامع روزی انسانهای خودش را خواهد ساخت و تبدیل به مکتبهای خواصی خواهد شد، بنابر این تبلیغهای شبکه های تکفیری دیر یا زود آتشی عمیقی را خواهد افروخت که دیگر نسلهای آینده از مذاهب متناقض اجدادی و تکفیری خسته شده و در بهترین صورت به سمت ادیان بدون شریعت تبشیری جدید خواهد روی آورد و در بدترین صورت با نهادهای دینی خدا حافظی خواهند کرد.
مردم افغانستان البته همیشه قربانی جنگهای ناپیدای قدرتهای بیرونی بوده و در این راه همه توشه و توان و پیشنه و تاریخ و هویتش را از دست داده و اگر این بار نزاعی دیگر در افغانستان در بگیرد نه تنها دودش به افغانستان محصور می شود که خطر فراگیری بیشترش را نیز باید محتمل دانست به خصوص که شیاطین بین المللی نیز در کمین هستند. در این بین قربانی نخست اقوام ضعیف و محصور خواهد بود و در قدم بعدی همه ملت افغانستان و در قدم بعدی کشورهای مجاور.
جا دارد که آگاهان آمور توجه کنند که می بایست، آگاهی ملی مردم افغانستان را به قدری بالا ببرند که دیگر زندگی و آخرت و وحدت دینی و ملی خودشان را برای زندگی و آخرت غرض آلود دیگران به معرض نابودی نکشانند و به حامیان نهادهای تکفیری تسلیم کورکورانه نشوند.
البته به آن دسته از علاقمندان احتمالی تجزیه باید گوشزد کرد که آتش افروزی های کور کورانه بیش از آن که نتیجه دلخواه احتمالی آنان را به بار بیاورد، ممکن هست چیزی جز شعله های هولناک و تیرهای در تاریکی و دادن هزینه های ویرانگر چیزی دیگر نباشد، نتیجه ی که امروز دامن غرب را گرفته آنان در پی بنای القاعده و طالبان بودند برای شکست بلوک شرق ولی علیه خودشان وارد عمل شدند و امروز دامن پاکستان و غرب را گرفته است.
شایسته هست مدافعان مذاهب اسلامی که گلیم خویش را در خارج کشیده اند و مقیم اروپا و امریکا هستند مصالخ و واقعیتهای اجتماعی و نیازهای فوری ملتهای خویش را درک کنند و بر زخمهای ملتهایشان مرهمی بگذارند نه این که بر زخم های آنان نمک ریخته و احساسات آنان را تحریک کرده و طرف مقابل را توهین کنند و چون خود چیزی برای باختن ندارند و خود در بستر عینی وقایع نیستند و غرور حضور و در اختیار داشتن یک رسانه آنان را از درک نیازهای ملموس پیروان فرق و قومیتهای مختلف که شب و روز به هم نیاز داشته و باهم زندگی می کنند غافل کنند. شایسته نیست از یک رسانه دینی به حدی مباحث تاریخی و کلامی را داغ کند که دوم سوم ساکنان یک کشور را نسبت به یک سوم شیعه بد بین سازد و مقدسات آن اکثریت مورد توهین قرار گیرد در حالی که می توان تبلیغی را صورت داد که به بیان جنبه های مثبت بپردازد یا لا اقل مثبت های مذهب خویش نه تاکید بر نفی دیگران.
قران کریم می فرماید:« لا تسبو الذین یدعون من دون الله فیسبو الله عدوا بغیر علم.» حتی آنانی که ضد خدا حرف میزنند و عمل می کنند دشنام و توهین نکنید که آنان بدون دانستن و همدلی با اعتقادات شما از سر واکنشی عمل کردن حتی به نبرد با خدا بر می خیزند و این همان واقعیت تلخی هست که در سطح جهان اسلام شیوه بن لادنهاست که با حملات تند و ترور و انتحار و ... باعث درست کردن فیلم « فتنه» و... می شوند و باعث حضور کشورهای دیگر در کشورهای اسلامی می شوند که روشهای بن لادنی مورد طرد اکثریت مسلمانان که در فرقه ها و مذاهب مختلف زندگی می کنند می باشد. در حالی که دعوت مورد نظر خداوند « قول لین»(سخن ملاطفت آمیز و نرم) « قولو قولا لینا» است.
قران می گوید:« ادعوا الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و....»(دعوت کن در مسر پروردگارت با حکمت و روش دلنشین و ...) مگر امامان دین نگفتند:« شیعتنا کونو لنا زینا و لا تکونو النا شینا»( رهروان ما مایه ابروی ما باشید نه آزار ما) مگر در روش دعوت نداریم:« کونوا دعات الناس بغیر السنتکم» (هدایتگران مردم باشید به غیر از بانتان و با عمل شایسته) مگر در تعریف اسلام نداریم:« المسلم من سلم السلمون من یده و لسانه» مسلمان واقعی کسی هست که سایر مسلمانان از دست و زبانش در امان باشد.
شهید سید اسماعیل بلخی میفرماید: چه اختلاف هست که در هر بلاد می نگرم نزاع مذهب و جنگ نژاد می نگرم به نام صلح به اسباب جنگ می کوشند ز بهر تفرقه همه را در اتحاد می نگرم
نظر چندتن از مراجع دینی در قبال تکفیریهای شیعه:
رهبر انقلاب : توهین به عایشه و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن حرام است
به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از عصر ایران ، رهبر انقلاب با صدور فتوایی توهین به عایشه همسر پیامبر اسلام و هر یک از نمادهای اسلامی اهل تسنن را حرام اعلام کردند. این فتوا ، با استقبال گسترده در جهان اسلام مواجه شده است.رهبر انقلاب در پاسخ به استفتائی اعلام کردند: " اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام زنی به همسر پیامبر اسلام [عایشه] حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمد(صلی الله علیه واله) -می شود."
آیت الله خامنه ای این موضوع را در پاسخ به استفتائی مطرح کردند که در آن خواسته شده بود تا ایشان نظر خود را درباره "اهانت و استفاده از کلمات تحقیرآمیز و توهین به همسر پیامبر اسلام ام المومنین حضرت عایشه اعلام کنند." این درخواست صدور فتوا از سوی جمعی از علما و فرهیختگان شیعه منطقه احساء عربستان سعودی ارائه شد. استفتاء از آیت الله خامنه ای در پی توهین به عایشه توسط یاسر الحبیب روحانی شیعه کویتی صورت گرفت که با واکنش ها و مخالفت های بسیاری روبه رو شد. در شدیدترین این واکنش ها، کابینه کویت، این روحانی را سلب تابعیت کرد.
این موضوع باعث شد تا شیعیان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس تحت فشارهای شدیدی قرار بگیرند. خبرگزاری مهر وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی اولین رسانه ای بود که این فتوا را در بخش عربی خود منتشر کرده است. سازمان تبلیغات اسلامی از جمله نهادهای زیر نظر مستقیم مقام معظم رهبری است که رئیس آن نیز به طور مستقیم توسط ایشان تعیین می شود. خبرگزاری مهر در بخش عربی خود می نویسد:" آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی با صدور فتوایی، توهین به ام المومنین حضرت عایشه همسر پیامبر اکرم یا نمادها و شخصیت های اسلامی اهل سنت را حرام اعلام کردند."
این خبرگزاری ادامه می دهد:" فتوای رهبر انقلاب جدیدترین و بالاترین واکنش در سطح شیعیان در محکومیت توهین شیخ یاسر الحبیب به «حضرت عایشه!!!» است. دهها نفر از شخصیت های دینی شیعه برجسته در عربستان سعودی، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس توهین و اسائه ادب به <حضرت عایشه!!!> یا هر یک از همسران پیامبراسلام را به شدت محکوم کرده اند." پیش از این سيدعلي فضل الله فرزند ارشد سید محمدحسين فضل الله نیز در گفت وگو با روزنامه کویتی الرای اسائه ادب به حضرت عایشه را منع کرده بود.این خبر در رسانه های عربی به ویژه شبکه الجزیره بازتاب زیادی داشت. این شبکه ضمن تکرار این خبر در بخش های خبری مختلف ، در برنامه "ما وراء الخبر" با حضور این کارشناسان به بررسی فتوای رهبری انقلاب و نقش آن در وحدت و نزدیکی میان پیروان مذاهب مختلف اسلامی پرداخت. محمد البحرانی خبرنگار الجزیره در تهران نیز در همین زمینه در گزارشی با نشان دادن جدیدترین کتاب استفتائات آیت الله خامنه ای گفت: رهبر ایران بارها بر وحدت میان مذاهب اسلامی تاکید کرده است.
http://www.shia-news.com/fa/pages/?cid=19127
پيام آيت الله محقق کابلي راجع به عملکرد شبکه اهل بيت(ع)
بسم الله الرحمن الرحيم وَاعتَصِمُوا بِحبلِ اللهِ جَمِيعاً وَ لاَ تَفرّقُوا
برادران و خواهران مسلمان:
جهان اسلام هم اکنون در وضعيتي به سر مي برد که ضرورت اتحاد و انسجام امت اسلامي علي رغم تفاوت هاي ملي و نژادي و اختلافات فقهي و مذهبي شان بيش از هر زمان ديگر احساس مي شود در اين ميان دشمنان مکار و دوستان نادان و ناآشنا با مباني دين مبين اسلام همچون دو تيغه قيچي به دنبال قطع و بريدن حبل المتين، وحدت و اخوت ديني مسلمين هستند.
اخيراً يک شبکه تلويزيوني زير نام مقدس «اهل بيت(ع)» آغاز به کار کرده است که گردانندگان ظاهري آن را تعدادي از طلاب افغاني ناآشنا با مباني فقهي و کلامي اهل بيت به عهده دارند اين مجموعه که بعضاً – متاسفانه- ملبس به لباس مقدس روحانيت هستند درآغاز با شعار فعاليت فرهنگي و رسانه اي در راستاي اهداف بلند و متعالي اسلام، نشر معارف اهل بيت و اتحاد و تقريب پيروان مذاهب گوناگون اسلامي، فعاليت خود را شروع کردند و تعدادي از آنان در شهر مقدس قم در حضور اين جانب تعهد سپردند که در توليد و اجراي برنامه هاي شبکه ياد شده هيچ گونه شائبه تفرقه، اختلاف و جسارت به مقدسات و ارزش هاي مذهبي فرق و گروه هاي مسلمين را دنبال نکنند. از اين رو اين جانب مصرف بخشي از وجوهات شرعيه را براي شبکه ياد شده اجازه دادم اما متاسفانه هنوز چند ماهي از فعاليت اين شبکه نگذشته است که گردانندگان آن بدون توجه به پيامد هاي ويرانگر و مخرب برنامه هاي اين شبکه، از احساسات پاک و زلال مذهبي شيعيان سوء استفاده مي کنند. اين در حالي است که به جاي طرح معارف بلند اهل بيت، به مباحث جدلي، تفرقه انگيز، با ادبيات ناپسند و ناشايسته به ارزش ها و مقدسات مذهبي برادران مسلمان اهل
تسنن جسارت مي کنند. بناءاً از برادران و خواهران ديني خصوصاً از پيروان و شيعيان راستين اهل بيت عصمت و طهارت(ع) جداً تقاضا مي شود که از هرگونه کمک هاي مادي و معنوي به شبکه ياد شده خودداري کنند و از نظر اين جانب پرداخت وجوهات شرعيه با هر عنواني به اين شبکه و ساير مراکز و شبکه ها و برنامه هايي که تحت هر عنواني در راستاي ايجاد تفرقه ميان امت اسلامي فعاليت مي کنند نه تنها مجزي نيست بلکه تعاون بر اثم و عداوان است.
در پايان از خداوند متعال مي خواهيم که همه ما را در پرتو آموزه هاي نوراني اسلام و عنايات اهل بيت عصمت و طهارت(ع)، از شر شياطين و مکر دشمنان و هواهاي نفساني در امان نگهدارد.
والسلام عليکم و رحمت الله قربانعلي محقق کابلي شوال مکرم سال1431
منبع: پايگاه اطلاع رساني دفتر آيت الله محقق کابلي
http://mohaqeq.org/fa